محمدحسين ناصر الشريعه

241

تاريخ قم ( فارسى )

ملك الشعرا مرقوم است . اشعار كتيبهء ايوان كه محاذى مسجد و شاه‌نشين است . دست قدرت تا به دهر اين هفت منظر بركشيد * دهر را كى اين‌چنين در حليه و زيور كشيد هر زمان مشاطّه قدرت عروس دهر را * بر مراد خلق در پيرايهء ديگر كشيد هر سفالين كاسه آمد يادگار جام جم * بلكه جام جم ز رشك از خون دل بر سر كشيد اين همه پيمانهء عشرت به بزم روزگار * هر كس از دوران شاه معدلت گستر كشيد فخر شاهان زمين فتحعلى شه كاسمان * حلقهء فرمان او در گوش هفت اختر كشيد آن شهنشاه ملك شه چاكر سنجر غلام * كش ملك شه خاك در ديده چون سنجر كشيد آسمان در عهد او رسم ستمكارى گذاشت * كز حسام شحنهء عدلش بسى كيفر كشيد اشعار كتيبهء ايوان شمالى محاذى ايوان شاه طهماسبى جاى يك شعر ريخته است شاه اژدر بند شير اوژن به دشت كارزار * چون زمّر درنك تيغ اژدها پيكر كشيد آن حسام شعله بار آبگون در دست غير * راست چون بيدى است كاندر بوستان خنجر كشيد اين اثر از بازوى زورآزماى شاه يافت * ذو الفقار آنگه اثر بخشيد كش حيدر كشيد داد ملك آراى او موكب به هفت اقليم راند * عدل عالى را ياورايت به نه كشور كشيد قافله در قافله هر خواجه زومر جان فشاند * كاروان در كاروان هر برده زان گوهر كشيد شد جهان آباد چندان كش قصور بىقصور * سر به چرخ اخضر از اين توده اغبر كشيد اشعار كتيبهء ايوان كه زير شاه‌نشين واقع است آن همايون خطه از سيل حوادث شد چنان * كز خرابى بوم هم رختش ز بوم و بر كشيد مضجع پاكان دين خير البلاد ام القرى * خاك قم كز قمّه عرش برين سر بر كشيد جسم پاك فاطمه آسوده در اين خاك پاك * كاسمانش خاك در ديدهء اختر كشيد دايهء گردون چو او در مهد عصمت در نيافت * تا مه و خورشيد را در مهد سيم و زر كشيد